تبليغاتX
دیوانگی
دیوانگی

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته که بدان میخندم

سلام . سلامی به همه شما دوستانی که اینقدر با معرفتین و میاین و نظر میدین.

ایشاالله که خوب و خوشین.

یه سلام دیگه می کنم به همه ی دوستانی که یک جمعه سبز رو ساختند و یه خسته نباشید میگم بهشون.الحق که این مردم همونهایی هستند که انقلاب کردند.

دوستان من هر کاری می کنم نمی تونم جواب نظراتتون رو بدم.پس از اینجا جوابتون رو میدم. دوستانی که تازه اومدین اگه مایل هستین به اینکه لینکتون کنم بهم بگین با چه اسمی لینک کنم.

یک سایتی هست به نام پابرجا که آقای علیرضا نویسنده اش هستند خواستم بگم آقای علیرضا خیلی نوشتتون جالب بود ولی نصف نوشتتون پشت زمینتون هست اگه میشه درستش کنید تا بتونیم کامل بخونیم.ممنون.

سعاد عزیز خیلی آپ زیبایی بود.

زهرا جونی مرسی از اومدنت و خبر دادنت واسه اینکه آپ هستی.

آقای علی جمشیدی خیلی آپتون توپ و باحال بود.

آقای حسین ببخشید که نتونستم اگه جمله ای یادمه بنویسم.

دوست عزیز آقای داریوش شعر زیبایی بود ولی ما چیکار به افغانستان داریم؟؟؟بهتر نیست ایران اول اوضاعش خوب بشه بد بریم سراغ بقیه؟؟؟اگه دوست داشتین بگین با چه اسمی لینکتون کنم.

آقای امیر شما هم بگین با چه اسمی لینکتون کنم چون وبلاگ زیبایی دارین.

ایشاالله کسی رو جا ننداخته باشم.

یه متن زیبا هم می ذارم در ادامه متن.دوست داشتین بخونین.

بای


ادامه مطلب
نوشته شده در Tue 22 Sep 2009ساعت 12:32 PM توسط مهیار وسپیده| |
منتظر عاشقان هستیم

وعده دیدار 19 تا 21 رمضان 1388

عاشقانه تری جملات در مورد علی (ع)
وعده دیدار در وبلاگ عشق و دوستی حسین

http://mina2009c21.blogfa.com
نوشته شده در Thu 3 Sep 2009ساعت 12:24 PM توسط مهیار وسپیده| |
تو به من خنديدي ....
و نمي دانستي  ....
من به چه دلهره از باغچه همسايه                 سيب را دزديم
.....
باغبان در پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من کرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
  ..........
و تو رفتي و هنوز
.......
سالها هست که در گوش من آرام آرام

خش خش گامهايت تکرار کنان

ميدهد آزارم
........
و من انديشه کنان                           غرق اين پندارم
.....
که چرا ؟                     خانه کوچک ما
....
سيب نداشت  ........... .
نوشته شده در Tue 1 Sep 2009ساعت 3:45 PM توسط مهیار وسپیده| |

سلام به همگی

ماه رمضان همگیتون مبارک.ما رو هم دعا کنید.

مهیار جون از تو هم بابت تولدم ممنونم عزیزم.

دیشب با مهیار داشتیم حرف می زدیم بعد به یه جایی رسیدم که به نظر خودم بد نیست شما ها هم بدونید.

سحر بود و من و مهیار نرسیدیم قبل اذان آب بخوریم.به شوخی گفتم وایسا خدا که خوابید میریم آب می خوریم.گفت خدا نمی خوابه.گفتم:چرا؟؟؟گفت بنده های خدا خیلی بد هستن.اگه خدا بخوابه تند تند گناه می کنند.

واسم خیلی جالب بود.یعنی واقعاَ ما اینقدر بدیم؟؟؟اگه اینجوری نیست به نظر شما خدا چرا نمی خوابه؟؟؟

منتظر نظراتتون هستم.از همگی هم بابت نظرای خوشگلشون ممنونم.

بای

نوشته شده در Thu 27 Aug 2009ساعت 11:24 AM توسط مهیار وسپیده| |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس