خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته که بدان میخندم
خداوندا،مرا وسيله صلح خويش قرار ده. آنجا که کين است ،بادا که عشق آورم. آنجا که تقصير است ،بادا که بخشايش آورم. آنجا که تفرقه است،بادا يگانگی آورم. آنجا که خطا است،بادا که راستی آورم. آنجا که شک است،بادا که ايمان آورم . آنجا که نوميدی است ،بادا که اميد آورم. آنجا که ظلمات است،بادا که نور آورم. آنجا که غمناکی است ،بادا که شادمانی آورم. خداوندا ،بادا که بيشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی يافتن، در پی فهميدن باشم تا فهميده شدن، در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن. چه با دادن است که می گيريم، با فراموشی خويشتن است که خويشتن را باز می يابیم ، با بخشودن است که بخشايش به کف می آوريم، با مردن است که به زندگی بر انگيخته می شويم. سلاااااااااام سلامممممممممم ایشالله که خوب و سرزنده باشین دوتا خبر خوب ۱- عید همتون مبارک ، آهای شماهایی که میاین اینجا عیدی من و مهیار جون یادت نره ۲- آخ جووووووووون، بلاخره برف اومد بابا نظر بدین عقده ایی می شم ها فعلاْ بای بای دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي ! . غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن ! . هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟! . هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق ! . هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد ! هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد ! دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد ! براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده ! اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد ! هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟! هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته ! هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم ! از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه ! هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد ! و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد !!! عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی، عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محيط سازند ولي اشخاص ديوانه سعي مي کنند محيط را به رنگ خود در آورند ، به همين جهت تحولات و ترقيات اجتماع
وتا آخر نــفس دیوانه هستـــــم
ندارم شرمی از دیــوانــــگی ها چو بین عالمی دیـوانه رستــــم زمانی عاقل وفرزانه بود ولی در عاقلی خود را شکستم کنون دیگر شدم رنگ جـــماعت به مجنونی به هر محفل نشستم سلام اومدم یه کم حرف بزنم و برم یکی برام پست گذاشته بود و شماره گذاشته بود تا بزنگم خواستم بگم دوست عزیز وقتی می بینی من اینجا با مهیار هستم و با اون دوستم و با هیشگی دوست نمی شم. امیدوارم سوتفاهمی که براتون پیش اومده تمون بشه. فعلاً هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود
گه دگر بسوی من چه می کنی؟
به حیرتم که بعد از آن فریب ها به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا چو فال حافظ آن میانه باز شد برو… برو… بسوی او ، مرا چه غم بر او بتاب زآنکه من نشسته ام می ترواد مهتاب می درخشد شب تاب مانده پای آبله از راه دراز بر دو دهکده مردی تنها کوله بارش بر دوش دست او بر در، می گوید با خود غم این خفته چند خواب در چشم ترم می شکند نازنین عزیزم این هم کادوی من و مهیار جان امیدوارم کادوی هر دومون رو دوست داشته باشی یادت نره دو تا دوست داری که همیشه منتظر نظراتت هستن اگه بقیه تو رو تنها گذاشتن ما با هاتیم دوست دارم خانوم خانوما فعلاً اینم کیکت خانوم خانوما بدو بیا شمع هاشو فوت کن بدووووووووووووووو آهااااااا حالا همگی با هم دست دست قر فراموش نشههههه ممنونم هورااااااااااااااااااااااااااااااااا نازنیییییییییییین، خانومی مبارکه تولدت از طرف من و مهیار جونم توووووووولدتتتتتتتتت مبااااااااااارک نازنین جون .....تو نیستی که ببینی تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعر تو نگاه تو درترانه من تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید به روی لوح سپهر ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر به چشم همزدنی میان آن همه صورت ترا شناخته ام ... احمد شاملو پرنده مردنی است....... دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.... فروغ فرخزاد کیک تولدههههههههههه بیا شمع ها رو فوت کن که ۱۰۰ سال زنده باشی دوست خودمونی پسسسسسسسسر داداش خودمی کبییییییییییییییر تولدت مباررررررررررررررررک دوست داشتم رو باید از برگ درخت آموخت: وقتی زرد می شه، وقتی میمیره، وقتی از درخت جدا می شه، بازم پای همون درخت می افته.... کس مي داند که تو در پيله ي تنهايي خود تنهايي ؟چه کسي مي داند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي ؟پيله ات را بگشا ....تو به اندازه يک پروانه زيبايي
بازم تبریک می زنم![]()
![]()

![]()

![]()
![]()

چو در بر رقیب من نشسته ای
تو هم پی فریب من نشسته ای
که جام خود به جام دیگری زدی
تو فال خود به نام دیگری زدی
تو آفتابی… او زمین… من آسمان
به ناز روی شانه ی ستارگان
روح من روان تو به هم آمیخته بود
شور من شوق تو از ما یکی ساخته بود
ووووووووووووووووولی افسوس که فاصله ها نگداشت
عشق رازی است مقدس برای کسانی که عاشقند
عشق برای همیشه بی کلام می ماند
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند
عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست
پرنده ی که مال تو نیست صدتا قفس بسازی میره
سامان عزیزم صداقت و مهربانیت را می ستایم
صداقت را در کلامت و مهربانیت را در نگاهت


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()











نوشته شده در Tue 16 Dec 2008ساعت
7:27 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 16 Dec 2008ساعت
7:17 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Sat 13 Dec 2008ساعت
6:55 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Fri 12 Dec 2008ساعت
9:10 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Fri 12 Dec 2008ساعت
9:4 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Wed 10 Dec 2008ساعت
9:9 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Wed 10 Dec 2008ساعت
8:52 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Mon 8 Dec 2008ساعت
2:49 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Thu 4 Dec 2008ساعت
2:56 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Thu 4 Dec 2008ساعت
2:36 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Thu 4 Dec 2008ساعت
2:13 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 2 Dec 2008ساعت
9:0 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 2 Dec 2008ساعت
8:51 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 2 Dec 2008ساعت
8:49 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 2 Dec 2008ساعت
8:44 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 2 Dec 2008ساعت
8:38 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Sun 30 Nov 2008ساعت
8:3 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Sun 30 Nov 2008ساعت
7:47 PM توسط مهیار وسپیده| |
حالا همه دست دست
قر قر
نبینم نشسته باشید ها
نوشته شده در Sun 30 Nov 2008ساعت
7:20 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Mon 24 Nov 2008ساعت
7:29 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Mon 24 Nov 2008ساعت
7:21 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Mon 24 Nov 2008ساعت
7:16 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Mon 24 Nov 2008ساعت
7:13 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Mon 24 Nov 2008ساعت
7:3 PM توسط مهیار وسپیده| |





















