خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته که بدان میخندم
ميگن دلتنگي قشنگترين هديه عشقه حالا من با اين هديه قشنگ تو چيكار كنم ؟ بدترین فریب عاشق شدنه ! چون خودت رو به چیزی متعلق می کنی که یه روزی از دستت میره... زندگي چيه ؟ زندگي عشقه، عشق چيه ؟ عشق بوسيدنه، بوسيدن چيه ؟ بيا اينجا بهت بگم!! دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فکر کني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم kash to chaii bodi man ghand ... onvaght khodamo fadat mikardam ta talkhiye rozegaro ehsas nakoni آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ی غير پاستوريزه ، و سار و سيبيل سيخ سيخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نماليد ! مادر محترم! شصت پا وسيله ای است شخصی، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گير بدهيد!آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمين، از چينی های توی کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست! پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نماييد. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سيبيلهای دم الاغی اش مرا به ياد قرضهای شما می اندازد! مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش " بول بول بول بول"می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببينی!الهي شلوارت كثيف كني! خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نيست، بلکه موجب می شود که غذاي من هم بوی" بچه سوسک مرده" بدهد. آقای پدر! کودکان توانايی کافی برای حفظ جيش خود ندارند و اين توانايی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنيد به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم! عشق یعنی لرزش همه ی وجود دربرابر معشوق عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی سوختن و ذوب شدن عشق یعنی در آبی آسمان غرق شدن و آبی شدن عشق یعنی یک لبخند یک نگاه پنهان عشق یعنی هرچه دردل آرزوست عشق یعنی تاابد رسوا شدن عشق یعنی زندگی را باختن یعنی گوهررا در صدف تنهائی نهان کردن عشق یعنی در حریم نرم و لطیف راه رفتن یعنی زیبا دیدن...زیبا شنیدن..زیبا گفتن عشق یعنی گلی جون من کچلم کردین بابا نظر بدین دیگه شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن رو برای با تو بودن دوست دارم بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا به افتخار برادار عروس جیییییییییییییغ دسسسسسسسسسسسست سووووووووووت بله بله درست فکر کردین، مهیار جون ما امروز عقد کنون خواهرش هست. ایشالا دامادی خودشو همه با هم جشن میگیریم. دوستان خیلی بی معرفت شدین دیگه نمیاین و نظر هم نمی دین. منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم... تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم... درون قلب من فرمانروایی کن... که از موی تو برخیزد همه عطر دل انگیزم... سلام به همه، بعدر از یک غیبت طولانی دوباره اومدم یادتون باشه نظر بدینا. ممنونم




![]()

![]()
نوشته شده در Fri 19 Sep 2008ساعت
2:29 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Fri 19 Sep 2008ساعت
2:28 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Wed 10 Sep 2008ساعت
11:4 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Wed 10 Sep 2008ساعت
11:3 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Wed 10 Sep 2008ساعت
11:2 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Sat 6 Sep 2008ساعت
3:52 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Fri 5 Sep 2008ساعت
3:55 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Sun 31 Aug 2008ساعت
12:19 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Sun 31 Aug 2008ساعت
12:7 PM توسط مهیار وسپیده| |
نوشته شده در Tue 26 Aug 2008ساعت
7:38 PM توسط مهیار وسپیده| |

